ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

24

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

ياران وى گوش فرا نداريد كه در غير اين صورت نصيب و بهرهء شما را از كار خلافت خواهند برد . اگر نصيب شما را ندادند آنان را از سرزمين خود بيرون كنيد . و كار خلافت را از آنان بگيريد . سوگند به خدا ، شما از آنان به كار خلافت سزاوارتريد . اگر كسى در مقابل خلافت كوتاه نيايد ، با شمشيرهاى خود او را بر زمين خواهيم زد . سوگند به خدا ، هيچ كس عليه من سخن نخواهد گفت مگر اين كه دماغش را خونين كنم . عمر با شنيدن اين سخنان گفت : آن طور كه حباب به من جواب مىدهد ، من با او سخن نخواهم گفت . براى اين كه من با او در زمان پيامبر ( ص ) نزاع و زد و خوردى داشتم ، و پيامبر ( ص ) مرا از اين كه با حباب روبرو شوم نهى كرده است و سوگند ياد كرده‌ام كه سخنى كه حباب را خوش نمىآيد بر زبان نياورم . ابو عبيده برخاست و گفت : گروه انصار شما اولين گروهى بوديد كه يارى كرديد و پناه داديد ، پس اولين گروه نباشيد كه تغيير و تبديل مىكنيد . مخالفت بشير بن سعد و نقض عهد او با گروه انصار بشير بن سعد از بزرگان خزرج وقتى ديد قومش بر اميرى كه سعد بن عباده اتفاق كرده‌اند ، از روى حسادت به سعد بن عباده برخاست . بشير از بزرگان خزرج بود و گفت : گروه انصار ، سوگند به خدا ، اگر چه ما در جهاد با مشركان و سبقت در دين داراى فضيلت هستيم ، اين كارها را انجام نداديم مگر براى رضايت و خشنودى خداوند و پيروى از پيامبر ( ص ) . سزاوار نيست كه به واسطهء اين كارها بر مردم مسلط شويم . ما در عوض اين كارها از دنيا هيچ نمىخواهيم ، خداوند ولى نعمت ماست و بر ما به واسطهء پذيرش دين منت دارد . محمد ( ص ) مردى از قريش است و قوم و قبيله‌اش به ميراث او از ديگران سزاوارترند ، سوگند به خدا ، خداوند هرگز ما را در حالى نخواهد يافت كه با مهاجران در كار خلافت به مخالفت برخيزيم . با تقوا باشيد و با مهاجران در كار خلافت به نزاع و مخالفت برنخيزيد . بيعت با ابو بكر صديق ابو بكر در مقابل انصار ايستاد و آنان را به يك دلى خواند و از تفرقه بر حذرشان داشت و در ادامه گفت : من خير خواه شما هستم ، اگر مىخواهيد با يكى از اين دو نفر ، ابو عبيده و يا عمر بيعت كنيد .